اراده بانوی تولیدکننده زنجانی در مقابل غرش بمبها
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در جاده فرودگاه زنجان، جایی که بادهای سرد کوهستان با گرمای گلخانهها در نبردند، داستانی روایت میشود که در هیچ کتاب تاریخ رسمی ثبت نشده است؛ قصه «مقاومت سبز». اینجا، در قلب پرتلاطمی که صدای جنگندهها آسمان را میشکافت و لرزه بر اندام شهر میانداخت، زنی به نام مریم شهیدی ایستاده بود تا با دستهای گلآلود، آینده سفرههای هزاران خانواده را نجات دهد.
بیشتر بخوانید
خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا» گفتگویی با مریم شهیدی کارآفرین نمونه در بخش کشاورزی تنظیم کرده است که شما را به مطالعه آن دعوت میکنیم.

اراده یک زن، تا کجا میتواند مرزهای ترس را در جنگ بشکند؟
مریم شهیدی بیان کرد: در جنگ رمضان در حالی که شهرها در حصار ترس بودهاند و هر صدای انفجار، قلوب را به لرزه میانداخت، من تصمیم گرفتم به همراه نفراتی که در گلخانه مشغول به فعالیت بودیم با تولید نشا و توزیع آن در سطح استان زنجان و دیگر شهرها از اهداف خود پا پس نکشیم و برای به موقع رسیدن نشاها به دست کشاورزانی که به ما اعتماد کرده بودنند تلاش کنیم.
وی ابراز کرد: دقیقاً آنجا نه تنها بهعنوان یک کارآفرین و مدیر گلخانه، بلکه بهعنوان شخصی که همراه ۱۶ زن سختکوش و ۶ مردجسور، دست در دست هم دادیم و سدی ساختیم تا «چراغ تولید و کشاورزی پایدار در جنگ رمضان» خاموش نشود و دقیق به یاد میآورم که چگونه در میانه بمبارانها، نیروهای فعال در گلخانه میترسیدند و میگفتند؛ «جانمان مهمتر است، دیگر نمیتوانیم بیاییم و در گلخانه نشا کار کنیم.» اما من به لطف خدا توانستم با متقاعد کردن نفرات و تزریق امید و اینکه جنگ به زودی و با پیروزی کشور به پایان میرسد و نباید در میانه راه رفت و تسلیم شد باید ماند و به تعهدات خود عمل کرد، توانستیم به قولمان عمل کنیم.
وی تصریح کرد: بیشترین نیروهای فعال در گلخانه نشا زنان بیسرپرست و بدسرپرست هستند.

در لحظهای که خبر تخریب پل ارتباطی امینآباد به شما رسید، چه حسی داشتید؟
کارآفرین نمونه در بخش تولید نشا با اشاره به اینکه در آن لحظه، تپش قلبم تنها برای نفر خاصی نمیزد؛ انگار تمام رانندگان، تمام زنان سختکوش گلخانه و حتی تمام بذرهای کوچکی که در انتظار خاک بودند، در سینهام میلرزیدند، افزود: قلبم میان دو آتش بود از یک سو، ترسی عمیق برای رانندگانی که بار آنان نشا بود و جادهها هم از دست دشمنان در امان نبودند و از سوی دیگر، هراسی تکاندهنده از اینکه اگر آن بار سبز به مقصد نرسد کشاورزان با مشکل رو به رو خواهند شد مرا عذاب میداد.
وی عنوان کرد: میدانستم که اگر امروز این نشاهای کوچک در گلخانه بمیرند، فردا مزارع زنجان، اردبیل، ارومیه و همدان خشک خواهند شد و امنیت غذایی کشور به مخاطره خواهد افتاد.
شهیدی با تأکید بر اینکه حماسه این گلخانه، تنها به تولید ختم نمیشود و رانندگانی که با دل و جان پای کار بودند و در روزهای سیاه جنگ رمضان زمانی که پل امینآباد مورد هدف دشمنان ظالم قرار گرفت، با شجاعتی وصفناپذیر، بار نشاها را بر دوش میکشیدند و به سمت مقصد میراندند، ادامه داد: رانندگانی که میتوانستند برگردند و جان خود را نجات دهند، اما تصمیم گرفتند «تعهد به زمین و امید به زندگی» را بر «ترس از مرگ» مقدم بشمارند و به نظر من ایرانی یعنی همین در شرایط سخت پای کار بودند و برای عزت و اقتدار کشور تلاش کردند.
وی ادامه داد: در روزهایی که آسمان زنجان با غرش بمبها و موشکهای دشمنان میلرزید و جنگ، بهانهای میشد برای توقف و ترس، من و مجموعه نفراتی که در گلخانه مشغول فعالیت بودیم انتخاب کردیم که به جای تسلیم، «زندگی» را بکاریم و لذت آن را در شهر خودمان و دیگر شهرها هدیه دهیم و در تقویم سخت جنگ رمضان، وقتی دنیا در دلهره بود، دستان ما در شهر زنجان با برنامهریزی و عشقی بیپایان، دانههای نشا را به خاک میسپردیم تا سفرههای شهر خودمان و سراسر وطن خالی نماند.
زنان کارآفرین در روزهای سیاه جنگ، چه میراثی برای مزارع وطن بهجا گذاشتند؟
شهیدی با بیان اینکه میراث کارگران در گلخانه نشا «امید سبز» در دل ویرانی بود؛ کارگران مجموعه گلخانه با ارادهای پولادین، بذر زندگی را در خاک کاشتند تا امروز مزارع وطن، میوه شیرین ایستادگی و تعهد آنها را بچشد و در میانه میدان صدای انفجار و دود جنگ، نه با تفنگ، که با بذر و خاک جنگیدیم؛ چرا که میدانستیم هر نشای سبزی که از میان آتش میگذرد و به دست کشاورزان میرسد، پیروزی زندگی است و استواری ارادهای که اجازه نداد جنگ، ریشه در خاک ما بزند، ابراز کرد: امروز، وقتی به باغهای سرسبز و میوههای فراوان شهر مینگرم، صدای تپش قلبهای آن روزها را میشنوم. این فراوانی، تنها حاصل خاک و آب نیست؛ بلکه میوه شیرین اتحاد و همدلی انسانهایی است که در سختترین روزهای تاریخ، دست در دست هم دادند تا وطن را نجات دهند. ما آموختیم که در اوج تاریکی، تنها چراغ روشن، عشق به خاک است.
وی ادامه داد: اکنون هر میوهای که در این سرزمین میروید، گواهی بزرگی برای حضور زنان است که در زمان جنگ ایستادند و به ما یاد دادند که وقتی قلبها با هم بتپند، هیچ سختیای نمیتواند جلوی رشد یک دانه سبز را بگیرد.
کارآفرین نمونه در بخش کشاورزی با تأکید بر اینکه مجموعه گلخانه نشا سالانه در سه دوره تولید، موفق به پرورش ۱۲ تا ۱۵ میلیون عدد نشا میشود که نقش کلیدی در تأمین نیازهای کشاورزی مناطق مختلف ایفا میکند، بیان کرد: توزیع استراتژیک این تولیدات به گونهای است که ۶۰ درصد از این حجم عظیم به دشت مغان، ۲۵ درصد به استان زنجان و ۱۵ درصد به منطقه خلخال اختصاص مییابد تا از این طریق، زنجیره تأمین نشا باکیفیت در این محورهای کشاورزی تثبیت شود.

شهیدی عنوان کرد: من فارغالتحصیل باغبانی دانشگاه زنجان، متولد ۱۳۶۳ هستم که امروز با نگاهی متواضعانه میگویم؛ «ما در اینمیان هیچکاره بودیم، همهاش لطف خدا بود.»
وی ابراز کرد: زنان در طول تاریخ برای عزت و اقتدار کشور تلاش میکنند و آنان ثابت کردند که مقاومت تنها در جبهههای نظامی نیست؛ بلکه مقاومت، یعنی اینکه در سختترین شرایط، دست از تولید برنداشتن، یعنی اینکه وقتی همه میگویند «ناممکن است»، تو با ایمان به لطف خدا، بذر امید را در دل زمین بکاری و بگویی دیدی ممکن شد.
این روایت کوتاه، داستان زنی است که با ارادهای پولادین، زنجیره امنیت غذایی استانهای همجوار را حفظ کرد. داستانی از همدلی، از زنی که حماسهای نوشت تا هرگز فراموش نشود؛ حماسه سبز، حماسه عشق به خاک و حماسه ایستادگی در برابر دشمنان و تاریکی.
انتهای خبر/

